تحریم‌های اتحادیه اروپا و فرسایش اصول اساسی حقوقی: حسین دوغرو روزنامه‌نگاری است که کارهایش بر موضوعات حساس سیاسی تمرکز داشته، از جمله گزارشگری در مورد فلسطین و اوکراین. گزارشگری و اظهارنظرهای عمومی او توجه مقامات اروپایی را جلب کرده و او تحت چارچوب تحریم‌های اتحادیه اروپا، به طور خاص مقررات شورای (اتحادیه اروپا) ۲۰۲۴/۲۶۴۲، به همراه اصلاحات آن (به ویژه مقررات ۲۰۲۵/۹۶۵ که لیست شدن او را منعکس می‌کند)، در مورد اقدامات بی‌ثبات‌کننده اتحادیه و کشورهای عضو آن، مشمول اقدامات محدودکننده شده است. به طور قابل توجه، آقای دوغرو با هیچ جرم کیفری متهم نشده و هیچ دادگاهی حکم نداده که او قوانین داخلی یا بین‌المللی را نقض کرده است. تحریم‌های اعمال‌شده بر او اقدامات اجرایی هستند که خارج از چارچوب proceedings کیفری اتخاذ شده‌اند. اتهامات علنی مطرح‌شده علیه آقای دوغرو نه به رفتار کیفری مربوط می‌شود، بلکه به ارزیابی کارهای و سخنان او به عنوان allegedly نامناسب، مضر یا نامطلوب تحت اهداف سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا مربوط است. این ارزیابی‌ها در یک فرآیند قضایی adversarial آزمایش نشده‌اند و آقای دوغرو قبل از یک دادگاه مستقل و بی‌طرف فرصت شنیدن نداشته است. با این حال، تحریم‌های اعمال‌شده عواقب فوری و شدید داشته‌اند. در ۸ ژانویه ۲۰۲۶، آقای دوغرو یک فراخوان فوری در پلتفرم رسانه اجتماعی X منتشر کرد و اظهار داشت: «فوری: از حالا، من به هیچ پولی دسترسی ندارم. نمی‌توانم برای خانواده‌ام، از جمله ۲ نوزاد تازه متولد شده، غذا فراهم کنم، به دلیل تحریم‌های اتحادیه اروپا. قبلاً به من دسترسی به ۵۰۶ یورو برای بقا داده شده بود که حالا آن هم غیرقابل دسترسی است. بانک من آن را مسدود کرده. اتحادیه اروپا de facto کودکان من را هم تحریم کرده.» این بیانیه وضعیت محرومیت کامل مالی را توصیف می‌کند، از جمله از دست دادن دسترسی به資金هایی که قبلاً تحت معافیت‌های انسانی برای پوشش نیازهای اساسی مجاز شده بودند. طبق گفته آقای دوغرو، مسدود کردن این資金ها توسط بانکش او را قادر به خرید غذا، پوشش هزینه‌های مسکن یا پزشکی، یا تأمین نیازهای اساسی خانواده‌اش، از جمله دو کودک نوزاد، نکرده است. تا اوایل ۲۰۲۶، وضعیت آقای دوغرو همچنان حل‌نشده باقی مانده است. اعتراض او علیه تحریم‌ها در سپتامبر ۲۰۲۵ رد شد و شواهدی که برای لیست شدن او ذکر شده تنها شامل روزنامه‌نگاری و اظهارنظرهای عمومی او است. هیچ derogation یا آزادسازی انسانی資金ها رخ نداده و تأثیر مداوم و شدید این اقدامات را برجسته می‌کند. به طور انتقادی، عدم کامل دسترسی به資金ها همچنین آقای دوغرو را ناتوان از استخدام وکیل حقوقی کرده است. در نتیجه، او وسایل عملی برای دریافت مشاوره حقوقی یا پیگیری جبران قضایی علیه تحریم‌های اعمال‌شده بر او را ندارد. بنابراین، او مشمول اقدامات محدودکننده شدید است در حالی که از نظر مالی ناتوان از چالش قانونی بودن آنهاست. حفاظت‌های رسمی جاسازی‌شده در چارچوب تحریم‌های اتحادیه اروپا — که دقیقاً برای جلوگیری از چنین نتایجی طراحی شده‌اند — در این مورد، نتوانسته‌اند عمل کنند. وضعیت آقای دوغرو یک مثال ملموس و فوری از مشکل حقوقی گسترده‌تری است که در این مقاله بررسی می‌شود: چگونه تحریم‌های اتحادیه اروپا، وقتی به شیوه‌ای اجرا می‌شوند که منجر به محرومیت کامل، انکار دفاع حقوقی و آسیب به کودکان وابسته می‌شود، دیگر به عنوان اقدامات preventive قانونی عمل نمی‌کنند و در عوض به عنوان مجازات فراقضایی عمل می‌کنند که با اصول اساسی قانون اساسی و تعهدات حقوق بشری ناسازگار است. محرومیت شدید مادی و رفتار غیرانسانی یک اصل اساسی حقوق بشر حفاظت از کرامت انسانی است. اقداماتی که فرد را از توانایی تأمین نیازهای اساسی — غذا، مسکن، مراقبت‌های بهداشتی و کمک حقوقی — محروم می‌کنند، به هسته این اصل ضربه می‌زنند. ماده ۳ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر (ECHR) رفتار غیرانسانی یا تحقیرآمیز را به طور مطلق ممنوع می‌کند. در حالی که سنتی با بازداشت یا سوءاستفاده فیزیکی مرتبط است، jurisprudence دیوان اروپایی حقوق بشر 인정 می‌کند که محرومیت مادی تحمیل‌شده توسط دولت، وقتی به اندازه کافی شدید و قابل پیش‌بینی باشد، ممکن است به آستانه ماده ۳ برسد. مسدود کردن کامل دارایی‌ها که فرد را بدون هیچ دسترسی به پول می‌گذارد، شرایطی ناسازگار با کرامت انسانی ایجاد می‌کند، به ویژه وقتی محرومیت طولانی و اجتناب‌ناپذیر باشد. این نگرانی‌ها وقتی تحریم‌ها به طور قابل پیش‌بینی کودکان وابسته را تحت تأثیر قرار می‌دهند، تشدید می‌شود. حقوق بین‌الملل، از جمله کنوانسیون حقوق کودک، نیازمند است که منافع برتر کودک در تمام اقدامات دولتی یک ملاحظه اصلی باشد. تحریم‌هایی که کودکان را از غذا، سرپناه یا مراقبت پزشکی محروم می‌کنند — حتی به طور غیرمستقیم — نوعی مجازات جمعی تشکیل می‌دهند. چنین نتایجی نه incidental و نه unforeseeable هستند و بنابراین مسئولیت مقامات تحریم‌کننده را درگیر می‌کنند. حفاظت‌های حقوقی ساخته‌شده در چارچوب تحریم‌های اتحادیه اروپا مهم است که غیرقانونی بودن محرومیت کامل نه تنها یک انتقاد حقوق بشری خارجی است؛ بلکه صریحاً در چارچوب تحریم‌های اتحادیه اروپا خود 인정 شده است. مقررات مسدود کردن دارایی‌های اتحادیه اروپا معمولاً شامل حفاظت‌های الزامی هستند که اجازه دسترسی به資金ها برای: - نیازهای اساسی، از جمله غذا، اجاره، خدمات عمومی، درمان پزشکی و مراقبت از کودک؛ و - هزینه‌های حرفه‌ای معقول، از جمله هزینه‌های مرتبط با خدمات حقوقی. این معافیت‌ها نه gestures انسانی اختیاری بلکه الزامات حقوقی هستند که تعهدات اتحادیه اروپا تحت منشور حقوق اساسی، ECHR و اصول عمومی حقوق اتحادیه اروپا مانند تناسب و حفاظت قضایی مؤثر را منعکس می‌کنند. گنجاندن آنها یک شناخت صریح است که تحریم‌ها نباید افراد را به فقر کاهش دهند یا توانایی دفاع از خودشان را مسدود کنند. شکست حفاظت‌ها و غیرقانونی بودن محرومیت کامل جایی که، علی‌رغم این حفاظت‌ها، یک فرد تحریم‌شده با عدم دسترسی کامل به資金ها، از جمله کمک‌های معیشتی قبلاً مجاز، مواجه است، تحریم‌ها دیگر به طور قانونی اعمال نمی‌شوند. چنین وضعیتی یک نقض خود مقررات تحریم را نشان می‌دهد، نه تنها یک نتیجه اداری unfortunate. اگر مؤسسات مالی یا مقامات ملی دسترسی به資金های معاف را مسدود کنند، محرومیت ناشی از آن legally به دولت و نظم حقوقی اتحادیه اروپا attributable است. انکار دسترسی به資金ها برای خدمات حقوقی به ویژه جدی است: حق به یک درمان مؤثر تحت ماده ۴۷ منشور اتحادیه اروپا نه تنها دسترسی رسمی به دادگاه‌ها بلکه توانایی عملی行使 آن حق را نیازمند است. سیستمی که فرد را از پرداخت به وکیل حقوقی جلوگیری می‌کند، هر چالش معنادار به اقدامات اعمال‌شده را غیرفعال می‌کند و بررسی قضایی را به یک formality توخالی تبدیل می‌کند. شکست حفاظت‌ها به ویژه grave است جایی که کودکان تحت تأثیر هستند. چارچوب تحریم‌ها مجازات گرسنگی یا بی‌خانمانی minors را نمی‌دهد. وقتی معافیت‌ها در چنین شرایطی شکست می‌خورند، اقدامات با اصل منافع برتر کودک و با استانداردهای اساسی کرامت انسانی irreconcilable می‌شوند. به طور حیاتی، این شکست تحریم‌ها را از شخصیت claimed preventive آن剥 می‌کند. اقدامات preventive باید محدود، calibrated و reversible باشند. وقتی حفاظت‌ها collapse و محرومیت مطلق می‌شود، تحریم‌ها طبیعت coercive و punitive به خود می‌گیرند و به عنوان penalties فراقضایی عمل می‌کنند نه ابزارهای regulatory قانونی. حق به فرآیند قانونی و حفاظت قضایی مؤثر فرآیند قانونی یک cornerstone دموکراسی قانون اساسی است. ماده ۶ ECHR و ماده ۴۷ منشور اتحادیه اروپا حق به یک hearing عادلانه، حق به اطلاع از اتهامات و حق به بررسی قضایی مؤثر توسط یک دادگاه مستقل و بی‌طرف را تضمین می‌کنند. رژیم‌های تحریم اتحادیه اروپا اغلب از این الزامات short می‌افتند. افراد ممکن است توسط تصمیم اجرایی بر اساس grounds undisclosed یا vaguely articulated لیست شوند، اغلب بر اساس intelligence محرمانه. تحریم‌ها معمولاً فوری生效 می‌کنند، در حالی که بررسی قضایی — اگر موجود باشد — تنها پس از inflict شدید harm رخ می‌دهد. جایی که افراد با هیچ جرم کیفری متهم نمی‌شوند و از حفاظت‌های procedural مرتبط با proceedings کیفری محروم هستند، اما مشمول عواقبی comparable به penalties کیفری می‌شوند، تحریم‌ها essence فرآیند قانونی را نقض می‌کنند. این ساختار “punish first, review later” اساساً با rule of law ناسازگار است. Nullum Poena Sine Lege و مشکل Foreseeability اصل nullum poena sine lege، که در ماده ۷ ECHR enshrined است، مجازات بدون قانون پیشین را ممنوع می‌کند و نیازمند است که norms حقوقی accessible و foreseeable باشند. افراد باید بتوانند از قبل بفهمند چه رفتاری ممکن است آنها را به عواقب punitive expose کند. تحریم‌های اتحادیه اروپا این اصل را وقتی undermine می‌کنند که رفتار غیرقانونی — مانند فعالیت روزنامه‌نگاری یا سیاسی قانونی — را penalize کنند یا وقتی criteria لیست کردن چنان vague باشند که افراد نتوانند عواقب اقداماتشان را reasonably foresee کنند. اگرچه تحریم‌ها formally به عنوان “preventive” labeled می‌شوند، شدت، stigma و duration potentially indefinite آنها شخصیت substantive مجازات به آنها می‌دهد. بر اساس اصول established در Kadi v. Commission، دادگاه‌های اتحادیه اروپا نیازمند هستند که تحریم‌ها توسط evidence substantiated و proportionate به objective purported باشند. در مورد آقای دوغرو، framing گزارشگری قانونی pro-Palestine به عنوان “destabilising” (تنها tenuously به narratives geopolitical broader مرتبط) نگرانی‌های جدی proportionality را مطرح می‌کند. طبقه‌بندی حقوقی نمی‌تواند واقعیت حقوقی را override کند. اقداماتی که به عنوان مجازات عمل می‌کنند باید مشمول constraints حقوقی governing مجازات باشند. اجازه دادن خلاف آن یکی از اساسی‌ترین حفاظت‌ها علیه قدرت arbitrary را hollow می‌کند. آزادی بیان و سانسور غیرمستقیم جایی که تحریم‌ها به کار روزنامه‌نگاری یا بیان سیاسی مرتبط هستند، violations قانون اساسی اضافی ایجاد می‌شود. ماده ۱۰ ECHR و ماده ۱۱ منشور اتحادیه اروپا آزادی بیان را حفاظت می‌کنند، به ویژه speech سیاسی و روزنامه‌نگاری که موقعیت privileged در جامعه دموکراتیک اشغال می‌کند. فعالیت روزنامه‌نگاری از حفاظت heightened برخوردار است، همانطور که در Steel and Morris v. United Kingdom منعکس شده، به ویژه وقتی در مورد مسائل public interest گزارش می‌دهد. محرومیت مالی تحمیل‌شده توسط decree اجرایی می‌تواند به عنوان نوعی سانسور غیرمستقیم مؤثر عمل کند. برخلاف prosecution کیفری، آن scrutiny عمومی و حفاظت‌های procedural را اجتناب می‌کند در حالی که همان اثر silencing را به دست می‌آورد. چنین interference نمی‌تواند justified باشد مگر اینکه lawful، necessary و proportionate باشد — criteria که وقتی تحریم‌ها بیان قانونی را بدون findings قضایی wrongdoing سرکوب می‌کنند و دسترسی به remedies حقوقی را جلوگیری می‌کنند، برآورده نمی‌شود. تحریم‌ها به عنوان مجازات فراقضایی در مجموع، این عناصر نشان می‌دهند که برخی رژیم‌های تحریم اتحادیه اروپا به عنوان مجازات فراقضایی عمل می‌کنند. آنها harm شدید و individualized تحمیل می‌کنند؛ بر اساس alleged wrongdoing هستند؛ criminal procedure را bypass می‌کنند؛ و بدون حفاظت‌های مؤثر یا کنترل قضایی timely enforced می‌شوند. عدم یک label کیفری طبیعت punitive آنها را negate نمی‌کند. حقوق قانون اساسی و بشر اقدامات را بر اساس substance و effect آنها ارزیابی می‌کند، نه designation رسمی‌شان. وقتی تحریم‌ها عواقب penalties کیفری را replicate می‌کنند در حالی که از حفاظت‌هایی که مجازات را قانونی می‌کنند evade می‌کنند، separation of powers را undermine می‌کنند و خود rule of law را erode می‌کنند. نتیجه‌گیری تحریم‌های اتحادیه اروپا که منجر به محرومیت مالی کامل، انکار دسترسی به معافیت‌های انسانی و دفاع حقوقی legally mandated، مسدود کردن remedies قضایی مؤثر و harm foreseeable به کودکان وابسته می‌شوند، اصول اساسی قانون اساسی و حقوق بشری را نقض می‌کنند. علی‌رغم characterization رسمی‌شان به عنوان اقدامات preventive، چنین تحریم‌هایی در عمل به عنوان مجازات فراقضایی عمل می‌کنند — تحمیل‌شده بدون قانون، بدون trial و بدون dignity. اگر اتحادیه اروپا بخواهد به تعهد foundational خود به حقوق بشر و rule of law وفادار بماند، رژیم‌های تحریم باید مشمول limits substantive و procedural rigorous شوند تا اطمینان حاصل شود که هیچ فردی خارج از bounds فرآیند قضایی قانونی مجازات نشود. منابع - منشور حقوق اساسی اتحادیه اروپا، ۲۰۱۲ O.J. (C ۳۲۶) ۳۹۱. - کنوانسیون حفاظت از حقوق بشر و آزادی‌های اساسی (کنوانسیون اروپایی حقوق بشر)، ۴ نوامبر ۱۹۵۰، ۲۱۳ U.N.T.S. ۲۲۱. - کنوانسیون حقوق کودک، ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹، ۱۵۷۷ U.N.T.S. ۳. - دیوان عدالت اتحادیه اروپا. Kadi and Al Barakaat International Foundation v. Council and Commission (Joined Cases C-۴۰۲/۰۵ P and C-۴۱۵/۰۵ P). حکم ۳ سپتامبر ۲۰۰۸. - دیوان عدالت اتحادیه اروپا. Kadi v. Commission (Case C-۵۸۴/۱۰ P, C-۵۹۳/۱۰ P, and C-۵۹۵/۱۰ P). حکم ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۳. - دیوان اروپایی حقوق بشر. Golder v. United Kingdom. حکم ۲۱ فوریه ۱۹۷۵. - دیوان اروپایی حقوق بشر. Airey v. Ireland. حکم ۹ اکتبر ۱۹۷۹. - دیوان اروپایی حقوق بشر. Steel and Morris v. United Kingdom. حکم ۱۵ فوریه ۲۰۰۵. - دیوان اروپایی حقوق بشر. M.S.S. v. Belgium and Greece. حکم ۲۱ ژانویه ۲۰۱۱. - دیوان اروپایی حقوق بشر. Al-Dulimi and Montana Management Inc. v. Switzerland. حکم ۲۱ ژوئن ۲۰۱۶. - مقررات شورای اتحادیه اروپا (EU) No. ۲۰۲۴/۲۶۴۲ در مورد اقدامات محدودکننده در مورد اقدامات بی‌ثبات‌کننده اتحادیه و کشورهای عضو آن، به همراه اصلاحات (مثلاً ۲۰۲۵/۹۶۵). - کمیسیون اروپا. Guidelines on the implementation and evaluation of restrictive measures (sanctions) in the framework of the EU Common Foreign and Security Policy. آخرین نسخه consolidated. - کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد. General Comment No. ۲۹: States of Emergency (Article ۴)، CCPR/C/۲۱/Rev.۱/Add.۱۱. - گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد ترویج و حفاظت از حق آزادی عقیده و بیان. Report on the impact of sanctions on freedom of expression، A/HRC/۴۵/۲۵. - Besselink, Leonard F. M. “The Protection of Fundamental Rights Post-Lisbon: The Interaction Between the Charter of Fundamental Rights of the European Union and the European Convention on Human Rights.” Common Market Law Review ۴۹, no. ۴ (۲۰۱۲): ۱۳۱۵–۱۳۴۶. - Eckes, Christina. EU Counter-Terrorist Sanctions and Fundamental Rights: The Case of Individual Sanctions. Oxford: Oxford University Press, ۲۰۰۹. - Guild, Elspeth, and Sergio Carrera. “Sanctions and Due Process.” European Law Journal ۱۶, no. ۲ (۲۰۱۰): ۱۵۷–۱۷۶.