https://farid.ps/articles/the_deir_yassin_massacre_terror_as_the_cornerstone_of_the_zionist_state/fa.html
Home | Articles | Postings | Weather | Top | Trending | Status
Login
Arabic: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, Czech: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, Danish: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, German: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, English: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, Spanish: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, Persian: HTML, MD, PDF, TXT, Finnish: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, French: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, Hebrew: HTML, MD, PDF, TXT, Hindi: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, Indonesian: HTML, MD, PDF, TXT, Icelandic: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, Italian: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, Japanese: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, Dutch: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, Polish: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, Portuguese: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, Russian: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, Swedish: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, Thai: HTML, MD, PDF, TXT, Turkish: HTML, MD, MP3, PDF, TXT, Urdu: HTML, MD, PDF, TXT, Chinese: HTML, MD, MP3, PDF, TXT,

قتل‌عام دیر یاسین: ترور به‌عنوان سنگ بنای دولت صهیونیستی

صبح روز ۹ آوریل ۱۹۴۸، روستای فلسطینی دیر یاسین، در غرب اورشلیم، با کابوسی که نه توسط سایه‌های بی‌نام، بلکه توسط مردانی ترتیب داده شده بود که نامشان بعدها در پایه‌های یک دولت حک شد، از خواب بیدار شد. ارگون و لهی، دو گروه شبه‌نظامی صهیونیستی، حمله‌ای را آغاز کردند که ساعت‌ها طول کشید اما زخم‌هایی به جا گذاشت که زمان اجازه التیام آن‌ها را نداده است. دست‌کم ۱۰۷ غیرنظامی کشته شدند - بسیاری از آن‌ها زنان، کودکان و سالمندان. اما در قتل‌عامی که با وحشی‌گری تعریف شده است، یک داستان مانند زخمی که هرگز بسته نخواهد شد، برجسته است.

عبدالرئوف الشریف فقط یک کودک بود. پدرش، حامد، نانوایی در روستا داشت. وقتی مهاجمان رسیدند، از او خواستند که پسر خودش را به کوره عمومی بیندازد. وقتی او امتناع کرد، او را تا حد بیهوشی کتک زدند. سپس پسر را گرفتند و او را در مقابل ویرانه‌های سوخته خانه‌اش زنده زنده سوزاندند.

این شایعه یا افسانه نیست. شهادت‌های بازماندگان، که توسط مورخان فلسطینی و ناظران بین‌المللی جمع‌آوری شده‌اند، این رویداد را تأیید می‌کنند. این یک سند تاریخی است، که نه به دلیل کمبود شواهد، بلکه به دلیل آنچه که آشکار می‌کند، دفن شده است: اینکه ایجاد دولت اسرائیل نه تنها با خشونت همراه بود، بلکه از طریق آن شکل گرفت. و آنچه با عبدالرئوف انجام شد تصادفی نبود - این تروریسم بود، به هر استاندارد قانونی، اخلاقی و انسانی.

تروریسم، به‌صورت قانونی تعریف شده

بر اساس قطعنامه ۴۹/۶۰ مجمع عمومی سازمان ملل متحد (۱۹۹۴)، تروریسم به‌عنوان:

«اعمال مجرمانه‌ای که با قصد یا محاسبه برای ایجاد حالت ترس در عموم مردم… به دلایل سیاسی» تعریف شده است.

تصمیم‌نامه چارچوب اتحادیه اروپا در مورد مبارزه با تروریسم (۲۰۰۲) این را تکرار می‌کند و تروریسم را به‌عنوان اعمالی تعریف می‌کند که با هدف:

«ترساندن جدی یک جمعیت، اجبار غیرقانونی یک دولت… یا بی‌ثبات‌سازی یا تخریب جدی ساختارهای سیاسی، قانون اساسی، اقتصادی یا اجتماعی یک کشور» انجام می‌شوند.

بر اساس این استانداردها، اقدامات ارگون و لهی - به‌ویژه در دیر یاسین - عملیات نظامی نبودند. آن‌ها درگیری بین نیروهای مسلح برابر نبودند. آن‌ها اعمال جنایتکارانه ترور بودند، با هدف ارعاب، بی‌ثبات‌سازی و اخراج اجباری یک جمعیت غیرنظامی برای ایجاد یک دولت بر ویرانه‌های آن.

هدف قرار دادن غیرنظامیان، استفاده از جنگ روانی، و قصد ایجاد فرار جمعی در میان فلسطینیان - این‌ها عمدی، سیستماتیک و با انگیزه‌های ایدئولوژیک بودند. و به این ترتیب، آن‌ها تمام معیارهای قانونی برای تروریسم تحت حقوق بین‌المللی عرفی را برآورده می‌کنند، از جمله مواردی که در منشور رم دیوان کیفری بین‌المللی بیان شده است، که اعمالی را که به‌طور عمدی علیه جمعیت غیرنظامی انجام می‌شوند به‌عنوان جنایات علیه بشریت و جنایات جنگی جرم‌انگاری می‌کند.

سکوت جهان

اگر عبدالرئوف الشریف اسرائیلی، اروپایی یا آمریکایی بود، مرگ او جهان را تکان می‌داد. تیترهای صفحه اول روزنامه‌ها را پر می‌کرد. رهبران سیاسی در کنفرانس‌های مطبوعاتی اشک می‌ریختند. محکومیت‌ها سریع بود، تحریم‌ها تهدید می‌شد و عاملان تحت تعقیب قرار می‌گرفتند.

اما строки اما عبدالرئوف فلسطینی بود. روستای او سفارتخانه، لابی یا دولتی نداشت. کوره‌های نانوایی پدرش مخاطب جهانی نداشتند. جهان با سکوت با مرگ او روبرو شد - سکوتی که تا به امروز طنین‌انداز است. عدم تقارن در همدلی نه تنها یک شکست احساسی است Chalkboard است؛ بلکه یک اتهام اخلاقی علیه نظم جهانی است که بی‌گناهان را به کسانی که زندگی‌شان اهمیت دارد و کسانی که مرگشان به‌عنوان خسارت جانبی قابل چشم‌پوشی است تقسیم می‌کند.

ترور به‌صورت طراحی‌شده: ارگون، لهی و طرحی برای دولت‌سازی

قتل‌عام دیر یاسین یک انحراف نبود. بخشی از یک الگوی گسترده‌تر از حملات بود که تاکتیک‌های مشترکی داشتند: حمله به مراکز غیرنظامی، قرار دادن بمب در بازارها، هدف قرار دادن سالمندان و جوانان، و استفاده از خشونت شدید نه برای پیروزی در نبردها، بلکه برای ترساندن یک جمعیت به فرار.

این‌ها اقدامات ناامیدانه خودجوش نبودند. آن‌ها جنایات از پیش برنامه‌ریزی‌شده بودند که برای ایجاد ترس، تضعیف روحیه و اجبار به تسلیم سیاسی اجرا شدند. دولت بریتانیا در آن زمان ارگون را یک سازمان تروریستی طبقه‌بندی کرد و جایزه‌ای برای دستگیری مناخم بگین، رهبر آن، تعیین کرد. بگین در خفا با هویت جعلی زندگی می‌کرد - نه به‌عنوان یک مبارز آزادی، بلکه به‌عنوان یک فراری.

و با این حال، تنها سه دهه بعد، بگین به‌عنوان نخست‌وزیر اسرائیل ایستاد. او جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. حزب هرت که او تأسیس کرد، به لیکود تبدیل شد، حزب حاکم امروزی اسرائیل. خط از دیر یاسین به نتانیاهو نمادین نیست - بلکه مستقیم و مداوم است، یک تبار سیاسی که ریشه در خونریزی دارد و از طریق قدرت عادی شده است.

هشدار اینشتین

در یکی از تیزترین مداخلات اخلاقی در تاریخ این درگیری، آلبرت اینشتین، همراه با متفکرانی مانند هانا آرنت و سیدنی هوک، نامه‌ای به نیویورک تایمز (۴ دسامبر ۱۹۴۸) نوشتند و مناخم بگین و حزب هرت او را محکوم کردند. این نامه به‌طور صریح ایدئولوژی و تاکتیک‌های آن‌ها را با رژیم‌های نازی و فاشیستی مقایسه کرد.

«حادثه دیر یاسین نمونه‌ای از ماهیت و اقدامات حزب هرت است… یک حزب سیاسی که از نظر سازمان، روش‌ها، فلسفه سیاسی و جذابیت اجتماعی به احزاب نازی و فاشیستی شباهت زیادی دارد.»

اینشتین، یک یهودی و صهیونیست با وجدان، تشخیص داد که دولتی که بر پایه ترور ساخته شده است، پناهگاهی برای یهودیان نخواهد بود، بلکه نفرینی بر آن‌ها خواهد بود. هشدار او مورد توجه قرار نگرفت. جهان توهم یک تولد معجزه‌آسا را به حقیقت یک تولد خشونت‌آمیز ترجیح داد.

پایه‌های دولت

قتل‌عام دیر یاسین یک عارضه جانبی غم‌انگیز جنگ استقلال نبود. این ابزار عمدی برای ساختن یک ملت بود، بخشی از یک کمپین هماهنگ برای تخلیه جمعیت فلسطین. نکبت - فاجعه‌ای که شاهد اخراج بیش از ۷۰۰,۰۰۰ فلسطینی بود - در خلأ رخ نداد. این با قتل‌عام‌ها آماده شد، با بمب‌گذاری‌ها تقویت شد و با ترور نهایی شد.

تروریسم در تولد اسرائیل اتفاقی نبود. این بنیادین بود.

سوزاندن یک کودک زنده در کوره پدرش یک عمل جنگی نیست. این یک عمل با نیت نسل‌کشی است. و وقتی چنین اعمالی نه تنها تحمل می‌شوند بلکه با دولت‌سازی، مشروعیت و سکوت بین‌المللی پاداش داده می‌شوند، ما نه تنها در اجرای عدالت شکست خورده‌ایم - بلکه آن را وارونه کرده‌ایم.

نتیجه‌گیری: حافظه به‌عنوان مقاومت

جهان امروز دستانش را از سر درماندگی در برابر حل‌نشدنی بودن این درگیری می‌فشارد، گویی که از نفرت‌های باستانی یا تعصب مذهبی زاده شده است. اما ریشه اینجاست، در خاکستر دیر یاسین، در سکوت در برابر قتل عبدالرئوف، در عادی‌سازی تروریسم وقتی که به سود قدرتمندان است.

به یاد آوردن عبدالرئوف یعنی به چالش کشیدن معماری اخلاقی عصر ما. یعنی گفتن اینکه زندگی فلسطینیان دورریختنی نیست. اینکه ترور، وقتی توسط پیروزمندان به کار گرفته می‌شود، همچنان ترور است. اینکه سکوت، وقتی از قدرتمندان محافظت می‌کند، همدستی است.

و این یعنی تکرار درخواست اینشتین: آینده‌ای را بر استخوان‌های بی‌گناهان نسازید.

عدالت با حقیقت آغاز می‌شود. و حقیقت این است: دولت اسرائیل در ترور زاده شد. و تا زمانی که این بنیاد به رسمیت شناخته نشود، خونریزی ادامه خواهد یافت - نه به دلیل سرنوشت، بلکه به دلیل انکار.

Impressions: 1176